تبلیغات
آقا سلام فدای تو....

آقا سلام فدای تو....
نویسندگان

سؤال: مردم از وجود امام غائب چگونه بهره مند مى شوند؟

جواب: از نگاه دلایل كلامى، وجود امام معصوم در جامعه و حضورش میان مردم، از الطاف بزرگ الهى است، چون او سبب هدایت مردم است. روشن است كه اگر مردم، این مظهر آشكار لطف الهى را با آغوش باز بپذیرند و دور او جمع شوند، از آثار وجود پربركت او بهره مند مى شوند، وگرنه از استفاده كامل و تام از وجود شریف او محروم مى گردند. در آن صورت، سبب محرومیت آنان نیز خودشانند، نه خدا و نه امام.(1) در عین حال، وجود آن حضرت، آثار سازنده اى دارد كه به برخى از آنها اشاره مى شود:
اول: غیبت به این معنى نیست كه در كارها دخالت نكند و از وجود او بهره برده نشود. مثل همسفر موسى (خضر) كه ولىّ خدا بود و حضرت موساى كلیم به او روى آورد. او كشتى اى را كه از آنِ مستضعفان بود سوراخ كرد، تا از تصرّف غاصبانه پادشاه مصون بماند. صاحبان كشتى از كار او خبر نداشتند، وگرنه چون هدف كار او را نمى دانستند، مانع كارش مى شدند. همچنین آن دیوار را بازسازى كرد تا گنج آن دو یتیم را حفظ كند. پس چه مانعى دارد كه امام غایب، در هر روز و شب، تصرّفاتى این گونه داشته باشد؟
مؤیّد این سخن، روایاتى است كه مى گوید او در ایّام حج، در مراسم حج شركت مى كند، حج مى گزارد و با مردم همنشینى مى كند، در مجالس حاضر مى شود. نیز دلالت مى كند كه او درماندگان را نجات مى دهد، بیماران را عیادت مى كند و گاهى خودش مشكلات مردم را حلّ مى كند، هر چند مردم او را نمى شناسند.
دوم: مسلم است كه در عصر غیبت، همه مردم به او دسترسى ندارند. ولى چنین نیست كه خواص هم به او دسترسى نداشته باشند! بلكه روایت بر خلاف آن دلالت مى كند. صالحانى از امت، لیاقت تشرف به حضورش و استفاده از نور وجودش را مى یابند، در نتیجه مردم هم به واسطه آنان از وجود او بهره مند مى شوند.
سوم: محاسبات عقلى و تجربه هاى اجتماعى ثابت مى كند كه اعتقاد به وجود یك پیشواى زنده، اثر عمیقى در حفظ نظام و بقاى رسالت دارد، در صورتى كه دسترسى به این پیشوا چه آسان و چه دشوار، فراهم باشد. به هر حال، عقیده به وجود پیشوا فوایدى دارد. در مورد پیشوایى كه در میان جامعه باشد و به صورت مستقیم، مسؤولیت رهبرى را بر عهده بگیرد حرفى نیست. مهم آن است كه به دلایلى پیشوا از جامعه دور باشد، ولى آن جامعه به حیات او و بازگشت دوباره اش اعتقاد داشته باشد. چنین اعتقادى نسبت به چنین پیشوایى اثرى عظیم دارد كه به آن اشاره مى كنیم.
در تاریخ، ملت ها و امت هایى بوده اند كه انقلاب هایى داشته اند. نمونه هاى فراوانى نشان مى دهد كه هرگاه پیشوا، زنده باشد، هر چند كه رهبرى را در دست نداشته باشد، تشكیلات و سازمان ها سر پا مى ماند. اما وقتى از دنیا مى رود، امور از هم گسسته مى شود و شورش پدید مى آید. بهترین مثال براى این كه وجود رهبر، نگهدارنده رسالت و موجب همبستگى پیروان است، داستان نبرد اُحد است. در اثناى نبرد، از روى غرض یا به اشتباه، صدایى برخاست كه «محمد كشته شد!». در همان لحظه كه مسلمانان سرگرم نبرد با متجاوزان بودند این صدا و خبر پخش شد. همین كه پخش شد پیشوا مرده است، آرایش صفوف به نحوى گسیخته شد كه هر كس میدان را رها كرد و به سویى گریخت، تا آن جا كه بعضى هم به فكر افتادند به دشمن بپیوندند. وقتى خبر كشته شدن پیامبر(صلى الله علیه وآله) تكذیب شد و مسلمانان یقین كردند كه رهبرشان سالم است و بعضى خودشان پیامبر(صلى الله علیه وآله) را دیدند، نفرات از هم گسیخته لشكر دو باره گرد آمدند و پیرامون رسول خدا(صلى الله علیه وآله) جمع شدند و به نبرد و دفاع پرداختند.
قرآن كریم این حقیقت را چنین بیان مى كند:
(وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ...);(2)
محمد جز فرستاده نیست كه پیش از او نیز فرستادگانى بوده اند، آیا اگر بمیرد یا كشته شود، به عقب و به جاهلیت بر مى گردید؟ هر كس به عقب برگردد به خدا زیانى نمى رساند و خداوند، پاداش دهنده شاكران است.
در میدان كارزار، تلاش گروهى از رزمندگان فداكار آن است كه پرچم را در برابر هجوم دشمنان همچنان برافراشته نگاه دارند، از آن سو هم دشمن تلاش مى كند كه پرچم طرف مقابل را سرنگون كند، چون افراشته بودن پرچم، امید را در دل سپاه زنده نگه مى دارد و آنان را به تلاش وا مى دارد. وجود فرمانده لشكر نیز در مقرّ فرماندهى همین نقش را دارد، هر چند ساكت و آرام باشد. او خون را در رگ هاى سربازان به جوش مى آورد و آنان را به این جهت كه «فرمانده ما زنده است و پرچم ما در اهتزاز»، به حمله و تلاش بیشتر بر مى انگیزد. اما وقتى خبر كشته شدن فرمانده در میان سپاهیان پخش مى شود، هر چه هم لشكر عظیم باشد، یك باره از هم مى پاشد، گویا روح از پیكرشان جدا شده است.
رئیس یك گروه یا كشور، تا زنده است، چه در سفر باشد و یا چه در رختخوابش خوابیده باشد، مایه حیات و حركت و نظم و آرامش است، ولى شنیدن خبر مرگ او، موجب نومیدى در همه مى شود.
شیعیان بر اساس اعتقادشان به این كه امام زمان(علیه السلام) زنده است هر چند دیده نمى شود، خود را تنها نمى بینند (خوب دقت كنید)، پیوسته چشم به راه بازگشت آن مسافر عزیزى اند كه كاروان دل ها براى او مى تپد. انتظار مؤثر و سودمند او، هر روز امید به ظهورش را زنده مى سازد. اثر روانى این ایده و آماده ساختن مردم براى آن انقلاب بزرگ، قابل درك است.
لیكن اگر آن پیشوا اصلاً وجود نداشته باشد و مردم منتظر تولد او در آینده باشند، وضع خیلى فرق مى كند.
اگر نكته دیگرى را بر این سخن بیفزاییم، جواب، صورت جدّى دیگرى پیدا مى كند و آن این كه:
بر اساس اعتقاد همه شیعیان كه در روایات و منابع دینى بسیارى آمده است، امام زمان(علیه السلام) پیوسته و در دوران غیبت، مراقب اوضاع پیروان خویش است و طبق الهام خدایى، از اوضاع همه آنان آگاه است و به تعبیر روایات، هر هفته از جدول كارها و اعمال و سخنان آنان آگاه مى شود.(3)
این تفكر، سبب مى شود همه پیروان پیوسته در یك حالت آمادگى باشند و در كارهایشان توجه داشته باشند كه زیر نظر هستند، اثر تربیتى این نوع از تفكر، انكار ناپذیر است.(4)


1 . خواجه نصیر طوسى در كتاب «تجرید الاعتقاد» در بحث امامت به همین حقیقت اشاره دارد كه مى گوید: وجود امام لطف است، تصرف و كار او لطفى دیگر است و غیبت او از ماست.
2 . آل عمران: 144.
3 . در تفسیر برهان در ذیل آیه 105 سوره توبه (فَسَیَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ) آمده است.
4. سیماى عقاید شیعه، ص 263.
 




طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
برچسب ها: بهره مندی، غیبت، غائب،
[ پنجشنبه 18 اسفند 1390 ] [ 06:52 ب.ظ ] [ علی محمودی ]
نظرات
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب